32035
۲۳/۰۴/۹۶
۰۰:۴۶

یادداشت/ عضو هیات علمی دانشگاه گیلان:

«آتش به اختیار»؛ تحقق امر به معروف و نهی از منکر

آتش به اختیار به معنای هرج و مرج و حرکت بی قانونی و نقص قوانین نظام اسلامی نیست بلکه کمک به تحقق قانون و استقرار و اجرای قانون است چرا که از نظر عقل و شرع و قانون، دعوت به بی‌قانونی و هرج و مرج به وضوح موجب نقض غرض در حاکمیت اسلام که حاکمیت قانون است و همچنین سست شدن پایه‌های جمهوری اسلامی می‌شود در حالیکه رهبر معظم انقلاب همیشه قانون را فصل‌الخطاب و محل رجوع همگان دانسته اند.

به گزارش روشن خبر، دکتر حمید پورعیسی چافجیری، عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان و مسئول کمیته دانشگاهیان ستاد امر به معروف و نهی از منکر در یادداشتی به بیان مفهوم «آتش به اختیار» پرداخته است که در ذیل می خوانید؛

«رهبر انقلاب در دیدار ماه مبارک رمضان  با دانشجویان، آن‌ها را به تلاش جدی و همه‌جانبه برای غلبه دادن و توسعه و ترویج گفتمان انقلاب در دانشگاه توصیه نمودند. ایشان در این دیدار به نکات مهمی اشاره کردند و فرمودند: «من به همه‌ی آن هسته ‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به ‌قول میدان جنگ، آتش ‌به ‌اختیار»

معنای «آتش به اختیار»

«آتش به اختیار»، اصالتاً تعبیری نظامی است و البته می‌ دانیم که استفاده از تعابیر نظامی در زبان طبیعی، گاه بسیار پرکاربرد است (مثل واژه‌ی راهبرد، جبهه و…). در ادبیات نظامی، فرایند تدبیر و هماهنگی و فرماندهی در سه سطح راهبردی (استراتژیک)، عملیاتی و تاکتیکی طرح می ‌شود و اختلال در قرارگاه عملیاتی، زمینه‌ای برای اعلام شرایط آتش به اختیار برای نیروهای تاکتیکی خواهد بود.

معنای «آتش به اختیار» در کلام رهبری:

مقام معظم رهبری در دیدار رمضانی با دانشجویان، فرمودند «گاهی دستگاه‌های مرکزیِ فکر، فرهنگ و سیاست، دچار اختلال و تعطیلی می‌شوند که در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه‌ی خود، به ‌صورت آتش به اختیار، تصمیم‌گیری و اقدام کنند.»

برخی فرمان آتش به اختیار را به غلط فرمان هرج و مرج‌طلبی، قانون‌شکنی و اقدامات نابهنجار و خلاف شرع آن هم به تشخیص خود دانسته‌اند برخی این عبارت را مصادره به مطلوب کرده و بی‌اعتباری ضوابط و عرف‌ها و نهادهای قانونی را به طوری که دستور قدرت یا حاکمیت از آن جهت که آنچه از طریق سیستم بروکراسی اعمال می‌شود التزام‌آور نیست را برداشت کرده‌اند که این مفهوم دقیقا نوعی برداشت آنارشیستی از این مفهوم است.»

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین مفهوم «آتش به اختیار»، فرمودند آتش به اختیار به معنای «کار فرهنگیِ خودجوش و تمیز» است و به معنای بی قانونی و فحاشی و طلبکار کردن مدعیان پوچ اندیش و مدیون کردن جریان انقلابی کشور نیست. نیروهای انقلابی و دلسوز و علاقه‌مند به حرکت کشور به سمت اهداف والا، بیش از همه باید مراقب حفظ نظم و قوانین و آرامش کشور و جلوگیری از سوء استفاده دشمنان باشند.

با توجه به معنای که مقام معظم رهبری از مفهوم «آتش به اختیار » نمودند می توان گفت که:

۱)  آتش به اختیار بدین معنا است که باید استعداد و انرژی‌های متراکم در بخش جوانان و مخصوصاً دانشجویان برای امور فرهنگی و هنری آزاد شود و اجازه داده شود با تمام توان و انرژی خود در عرصه فرهنگی فعالیت کنند و منتظر نهادهای قانونی ذی‌ربط باقی نمانند. خطاب مقام معظم رهبری به جوانان به عنوان افسران جوان در خط مقدم است. ایشان در فرمایشات خود در تاریخ ۸/۶/۸۸ فرمودند : جوان‌های دانشجو و افسران جوان جنگ نرم»، در شرایطی که «جمهوری اسلامی و نظام اسلامی با یک جنگ عظیمی -جنگ نرم- مواجه است» باید به میدان بیایند: «گفتیم افسران جوان جنگ نرم؛ نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنی سرباز هیچ‌گونه از خودش تصمیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید، عمل کند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و یگانهای بزرگ، چون آنها طراحی های کلان را میکنند. افسر جوان در صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را درست می بینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را می‌آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم می بینند، در چهارچوب هم کار میکنند.»

۲)  فرمان «آتش به اختیار» به این معنا نیست که خودسرانه عمل شود بلکه ، «آتش به اختیار» یعنی با احساس درست و درک صحیح از اوضاع و احوال جامعه و با داشتن ابتکارعمل و قدرت اجرا جلو رفته و در برابر خط مقابله با آرمان‌ها و مقاصد اصلی و اصول ارزشی انقلاب بایستد، دفاع کند و با دشمن داخلی و خارجی  بجنگد. که البته این جنگ ، جنگ فکری ، فرهنگی و اعتقادی  و انقلابی است نه جنگ پارتیزانی مسلحانه یا جنگ سخت.

 

۳)  آتش به اختیار زاییده دو عامل یعنی هجوم حداکثری دشمن فرهنگی و ضعف مدیریت فرهنگی نهادها است. با توجه به این دوعامل اصلی باید گفت که : وقتی تساهل فرهنگی و اجتماعی در غرب که باعث بی هویتی مغرب زمین شده است به شکل موریانه ای وارد جوامع اسلامی از جمله ایران اسلامی بشود تا نسل جوان را بی هویت و بی غیرت سازند و از طرف دیگر، متولیان فرهنگی میان مسایل اصلی و فرعی تشخیص ندهند و نهادهای فرهنگی را گرفتار امور فرعی کنند و نتوانند امور اصلی فرهنگی را مدیریت کنند نوبت به آتش به اختیار می رسد یعنی جوانان انقلابی و پیرو خط امام با مدیریت گروهی و هسته های فرهنگی به صورت خودجوش به نقد فرهنگ غرب بپردازند و از فرهنگ اصیل اسلامی دفاع کنند و آن را تبیین کنند و شبهات فرهنگی را پاسخ دهند. اینگونه فعالیتهای فرهنگی باید خودجوش، جهادی و همراه با منطق و اخلاق و رعایت قانون باشد و از قوانین حاکمیت تخطی نشود.

۴)  آتش به اختیار به معنای هرج و مرج و حرکت بی قانونی و نقص قوانین نظام اسلامی نیست بلکه کمک به تحقق قانون و استقرار و اجرای قانون است  چرا که از نظر عقل و شرع و قانون، دعوت به بی‌قانونی و هرج و مرج به وضوح موجب نقض غرض در حاکمیت اسلام که حاکمیت قانون است و همچنین سست شدن پایه‌های جمهوری اسلامی می‌شود در حالیکه رهبر معظم انقلاب همیشه قانون را فصل‌الخطاب و محل رجوع همگان دانسته اند. ایشان چه از لحاظ شخصیتی و چه از لحاظ جایگاه رهبری انقلاب نه‌تنها تاکنون هیچ‌گاه جامعه را به سمت هرج و مرج و قانون‌شکنی پیش نبرده‌اند که در تمامی بیانات خود بر قانون مداری تاکید موکد کرده‌اند.

۵)  از مفهوم فرمان آتش به اختیار رهبر انقلاب درک می‌شود که ایشان قشر جوان و دلسوز و فهیم کشور را بسیار بادغدغه‌تر، آگاه‌تر، پاک‌تر و با عرضه‌تر از مسئولین امر دانسته‌اند و به دنبال تکیه به ظرفیت‌های خودجوش فردی و جمعی مردم انقلاب برای پیش بردن گفتمان انقلاب اسلامی در کشور هستند.

با این معنا «آتش به اختیار» یعنی اینکه جریان دلسوز جوان انقلابی دیگر در فکر مطرح کردن فلان دغدغه خود با فلان مسئول و یا گرفتن بودجه برای پیشبرد اهداف انقلاب از فلان دستگاه دولتی و یا چشم امید داشتن به دستگاه‌های عریض و طویل فرهنگی نباشند، بلکه به صورت فردی و یا گروهی با هر امکاناتی با هر ظرفیتی و با هر توانی برای تبیین گفتمان انقلاب و خنثی کردن توطئه دشمنان اقدام کنند. به عبارت دیگر : باید استعداد و انرژی‌های متراکم در بخش جوانان و مخصوصاً دانشجویان برای امور فرهنگی و هنری آزاد شود و اجازه داده شود با تمام توان و انرژی خود در عرصه فرهنگی فعالیت کنند و منتظر نهادهای قانونی ذی‌ربط باقی نمانند.

۶)  نکته دیگر اینکه اجرای دستور « آتش به اختیار» یعنی استفاده از سلاح منطق و استدلال ، «آتش به اختیار در کلام و منطق رهبری، یعنی فعالیت‌های فرهنگی خودجوش، غیردستوری، اما در چارچوب قانون و اخلاق.  به این معنا که  دولت‌مردانی که به دنبال منافع ملی کشور چه در فرهنگ و چه در سیاست خارجه نیستند را با سلاح و منطق و استدلال و به صورت طبیبانه مورد سوال و تخطئه قرار دهیم و با روشنگری و تبیین خطوط اصلی انقلاب در برابر مسئولان لیبرال مسلک ایستادگی کنیم.

۷)  مفهوم « آتش به اختیار » نوعی نقابله با جنگ نرم و ایستادگی در برابر شبیخون فرهنگی است مقام معظم رهبری در تاریخ ۲/۷/۸۸ فرمودند : در جنگ روانی و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهای معنوی می‌آید که آن‌ها را منهدم کند؛ به سراغ ایمان‌ها، معرفت‌ها، عزم‌ها، پایه‌‌ها و ارکان اساسی یک نظام و یک کشور؛ دشمن به سراغ این‌ها می‌آید که این‌ها را منهدم بکند و نقاط قوّت را در تبلیغات خود به نقاط ضعف تبدیل کند؛ فرصت‌های یک نظام را به تهدید تبدیل کند» و در تاریخ ۴/۹/۸۸ بیان داشتند که :  جنگی که ابزارهای خاص خودش را دارد: «جنگ به ‌وسیله‌ی  ابزارهای فرهنگی، به‌وسیله‌ی نفوذ، به‌وسیله‌ی دروغ، به‌وسیله‌ی شایعه‌پراکنی؛ با ابزارهای پیشرفته‌ای که امروز وجود دارد، ابزارهای ارتباطی‌ای که ده سال قبل و پانزده سال قبل و سی سال قبل نبود، امروز گسترش پیدا کرده» پس فضای عملیات و عرصه‌ی مورد نظر، عرصه‌ی جنگ نرم و عقیدتی و فکری است. نه برخوردهای فیزیکی و در گیری های خیابانی و همچنین برخوردهای فردی و شخصی .

۸)  حرکت « آتش به اختیار » باید بدنبال مسدود کردن منافذ فرهنگی و سد کردن راههای نفوذ فکری و فرهنگی دشمن باشد رهبر انقلاب اسلامی، فرمودند:  علاوه بر مجموعه های مسئول دولتی، مجموعه های عظیم مردمی و جوانان صاحب فکر و دارای ابتکار و همت نیز باید «آتش به اختیار»، منافذ فرهنگی را مسدود و در این عرصه اقدام کنند و کار را پیش ببرند.

 

۹)  « آتش به اختیار یعنی دشمن را ناامید کردن و بارگه امید را در دل دوستان انقلاب دمیدن است یعنی دیگر امیدی به دستگاه‌های تعطیل و یا بعضا آلوده دولتی نیست و خود جریان مومن و جوان انقلابی باید به فکر اشاعه فرهنگ ناب اسلام باشند یعنی وقتی برخی مدیران مضامینی چون؛ تقلید، مصرف و تجمل هرچه بیشتر را جایگزین فرهنگ استقلال، خودکفایی و قناعت می‌کنند در شرایط فعلی دیگر نباید بر ارگان‌های آلوده فرهنگی وابسته به دولت تکیه کرد و در یک کلام، آبی از دستگاه‌های دولتی که دغدغه‌شان با اهداف و اولویت‌های انقلاب سال‌های نوری فاصله داشته و سطح مطالبات‌شان بعضا حقیر و اندک است برای فرهنگ کشور گرم نمی‌شود.

۱۰)  « آتش به اختیار یعنی مراقبت از خط انقلاب کردن و مواظبت از اینکه تغییر در بین نیروهای خودی و انقلابی تغییر نگرشها بوجود نیاید چرا که دشمن در این عرصه سعی در تغییر نگرش و محاسبات نیروهای خودی دارد تا خط آتش عوض شود که در جنگ نرم فکرها و اراده‌ها درگیر هستند جوان انقلابی زمانی آتش به اختیار است که با توجه به اصول انقلاب و خط مشی رهبری  و تفکر، راهی برای عبور از موانع و پیروزی پیدا کند نه صرفا موجب ناامیدی و یاس در جامعه شود. بلکه باید با هرگونه تغییر نگرشی در این میدان مبارزه م مقابله نماید

۱۱)  «آتش به اختیار »یعنی حرکتی خودجوش و انقلابی اما قانون مند و منظم  و بدور از تفکر مقلدانه غربی وبه عبارت دیگر:   یک حرکت بیگانه ستیز و در عین حال مستقل لکن متکی به اصول انقلاب و قانون و پیروی از رهبری. همانگونه که مقام معظم رهبری در خطبه  های نماز عید فطر سال ۹۶ فرمودند : که «”آتش به اختیار” به معنای کار خودجوش فرهنگی است و نباید با بی‌قانونی اشتباه گرفته شود.»

 

۱۲)  «آتش به اختیار » یعنی درک مصلحتها و شناخت مفسده ها ، نیرو زمانی آتش به اختیار است که معنای اولویت در کارها، مصلحت و اطاعت از دستور را فهمیده باشد، و درک کند که  افراط و تفریط، تندروی و محافظه‌کاری هردو به یک اندازه مخرب هستند. وقتی افسر جوان جنگ بخواهد در عرصه‌ های مختلف به‌صورت «آتش به اختیار» عمل کند، برای انتخاب تاکتیک مناسب باید اولویت عملیات خود را بشناسد و مسائل اصلی و فرعی محور خود را به‌درستی شناسایی کند؛ زیرا از زمینه‌های صدور فرمان «آتش به اختیار» اساساً همین جابه‌جایی اصلی‌ها و فرعی‌ها است. در شرایط تهاجم و نفوذ نرم دشمن، غفلت مسئولان و «اصلی – فرعی نکردن امور» و عدم شناخت درست از اولویت‌ها برای اقدام، مایه‌ی آسیب‌های گسترده در ابعاد ملی است. این عدم تشخیص صحیح در شرایطی که «دستگاه محاسباتی مسئولان نظام اسلامی» دچار اختلال می‌شود، ابعاد و عمق گسترده‌تری می‌یابد و هزینه‌های فراوانی را بر انقلاب و کشور تحمیل می‌کند.

۱۳)   با توجه به مطالب فوق « آتش به اختیار» را در مراحل و مراتب مختلف و در عرصه های گوناگون فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ، تجلی گاه امر به معروف و نهی از منکر و اجرای این دو فریضه الهی با آگاهی و شناخت و معرفت از آن دانست . چرا که حرکت « آتش به اختیار » جز اجرا کردن قوانین الهی و اسلامی و انقلاب نیست که در سایه آن مردم به رفاه و امنیت کامل خواهند رسید ، شهرها و روستاها  آباد و راهها امن و تجارتها سودمند و زندگی در سایه امنیت و آرامش محقق گردیده و مردم در رفاه و بدور از فقر و فلاکت زندگی خواهند نمود ، در این راستا حس همبستگی  و بیداری وجدان جمعی تحقق پیدا خواهد کرد و چون عمل ، عمل خداپسندانه و خود جوش و داوطلبانه است و با انگیزه متعالی کمک به همنوعان بدون داشتن توقع مادی و دنیوی و عدم وابستگی به نهادهای رسمی و دولتی و چشم داشت به مناصب و مقام ها و ریاست ها انجام می شود ، هم با پیشرفت چشم گیر همراه بوده و هم نیاز به ناظر یا بازرسی ندارد لذا در این حالت با کمترین هزینه ها انجام میگیرد

۱۴)  نکته مهم و راهبردی این است که بعد از سخن رهبری در خصوص “آتش به اختیار”، نیروهای انقلابی نه تنها باید تلاش خود برای دعوت مردم به گفتمان انقلاب را از طرق (میزگرد، سخنرانی، بحث و…) را بیشتر کنند، بلکه مراقبت بیشتری بر حفظ قانون داشته باشند چه آن که دشمنان نظام و رهبری منتظرند تا کاری خودسرانه و فرا قانونی انجام شود و فوراً آن را به این سخن رهبری نسبت دهند و سوء استفاده و صید سیاسی کنند. نزدیک ترین مثال به این قضیه، امر به معروف و نهی از منکر است که در وجه زبانی اش، نیازی به اجازه گرفتن از حکومت نیست ولی کسی حق ندارد به این بهانه، مثلاً افراد را مورد ضرب و شتم قرار دهد.

 

 

 

 

ارسال نظر