35161
۲۳/۰۷/۹۶
۱۱:۲۱

کلاف سردرگم اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران

جذب سیری ناپذیر دانشجو در دانشگاه های کشور بدون فراهم کردن زیر ساخت ها باعث افت شدید کیفیت آموزشی و تربیت افراد با مدرک دانشگاهی اما ناکارآمد در بازار کار گردید

به گزارش روشن خبر، بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی معضلی است که همه خانواده ها با آن دست به گریبان هستند و مسئولین عالی رتبه نظام هم هر از چندگاهی راجع به این معضل بدون پیداکردن راهکار و ریشه یابی سخنانی را مطرح می کنند. اما گویی درمانی برای این داستان یافت نمی کنند!!

 

به راستی خیلی جای تعجب است، علم آموخته دانشگاه باشی و بعد بیکار هم باشی!!! چگونه ممکن است فردی توانا در یک رشته و تخصص تربیت کنید؛ اما آن فرد یا متخصص نتواند برای خود کاری دست و پا کند یا اینکه کسی او را به کاری مشغول نماید.

 

در جواب این بیکاری یک سری شاید ها را می توان مطرح کرد؛ از جمله اینکه، شاید اصلا آن فردی که ادعا می کنیم، متخصص تربیت شده، اصلا تخصصی ندارد و فقط نمادی از تخصص است؟! شاید دانشگاهی که ادعای ارائه آن تخصص را دارد، اصلا چنین ظرفیتی نداشته و ندارد؟! شاید اصلا راهبردی درستی توسط وزارت علوم برای آن تخصص طراحی و به دانشگاه ها داده نشده است؟! و شاید هم اصلا کشور در حال حاضر نیازی به آن تخصص ندارد؟!

 

برای بررسی عوامل بحران بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی شاید بهتر است ابتدا به نظام آموزشی کشور نگاهی انداخت. نظام آموزشی که هنوز نتوانسته ریل درستی برای حرکت پرشتاب علم در کشور طراحی کند. یکی از این عوامل را در جزیره ای عمل کردن سیستم آموزشی کشور باید جستجو کرد.

 

در کشور ما متولی نظام آموزشی زیاد است. به طور مثال دانشگاه های دولتی، پیام نور و غیرانتفاعی زیر نظر وزارت علوم اداره می شود، دانشگاه آزاد اسلامی با کلی واحد دانشگاهی با شیوه و سلیقه متفاوت تر مدیریت می شود و دانشگاه های علوم پزشکی نیز تحت نظر وزارت بهداشت اداره می شوند.

 

حال حتی اگر از دخالت های سایر ارگان ها و نهاد ها هم بگذریم، همین سه نهاد ذکر شده در بالا برای جزیره ای عمل کردن و نداشتن نظام آموزشی یکپارچه کافیست.

 

وجود متولی زیاد، مدیریت ها و سلایق را زیاد کرده و همه دست به دست هم داد تا نقشه جامعه ای برای آموزش کشور طراحی نشود. نقشه ای که بتواند ظرفیت های هر منطقه را متناسب با نیروی انسانی موجود در منطقه و کشور شناسایی کند و متناسب با نیازهای کشور برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت رشته دانشگاهی طراحی شود. خیلی ساده بگوییم، هنوز ما در کشور نمی دانیم که چه تعداد مهندس کشاورزی نیازمندیم تا متناسب با آن در دانشگاه ها ظرفیت برای این رشته ایجاد گردد.

 

الان در بسیاری از دانشگاه ها، رشته هایی در حال آموزش هستند که اگر نگاهی کلان به منطقه بیندازیم، متوجه می شویم که شاید اصلا نیازی به این رشته و تخصص در آن منطقه هم نباشد. متاسفانه رشته های دانشگاهی ما متناسب با ظرفیت های بومی منطقه طراحی نشده اند.

 

می توان گفت، ایجاد یک شبکه یکپارچه آموزش در کشور امری لازم و ضروری برای حرکت درست در مسیر پیشرفت و توسعه و حل معضل بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاه است. موضوعی که با سخنان اخیر مسئولان وزارت علوم و بهداشت در این زمینه بیانگر اختلاف نظر شدید است و کمی دور از دسرس به نظر می رسد و نیازمند ورود مسئولان عالی رتبه نظام است.

 

اما اگر عملکرد هر کدام از وزارت خانه های علوم و بهداشت و دانشگاه آزاد را جداگانه بررسی کنیم، متوجه می شویم که هر کدام از این نهادها برای زیرمجموعه خود هم نقشه درستی ندارد و باید گفت درد نظام آموزشی ما عمیق تر از آن چیزیست که می بینیم.

 

البته به واقع عملکرد وزرات بهداشت در آموزش بهتر از وزارت علوم و دانشگاه آزاد بوده و فارغ التحصیلان وزرات بهداشت هم سهم بسیار کمتری را در بیکاران فارغ التحصیلان دانشگاهی دارا هستند.

 

وزارت علوم و دانشگاه آزاد شاید متهم های جدی تری در زمینه بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی باشند. در طی چند سال اخیر به خصوص در یک دهه اخیر یک رقابت بیهوده و البته سیاسی بین مسئولان وزارت علوم و دانشگاه آزاد در جذب دانشجوی بیشتر شکل گرفت که یکی از دلایل بحران بیکاری امروز را می توان از نتایج همین رقابت سیاسی دانست.

 

دانشگاه آزاد اسلامی بدون آینده نگری، در چند سال اخیر اقدام به تاسیس واحد دانشگاهی در هر شهر و شهرستانی نموده است. واحد هایی که تعدای از آنها اکنون با توجه به کمبود دانشجو و بعلت ناتوانی در تامین هزینه های جاری، واحد های زیان ده شده اند.

 

از طرفی وزارت علوم نیز در سوی دیگر این رقابت تا توانست دانشگاه های پیام نور و غیر انتفاعی را گسترش داد، تا دانشجوی بیشتر را جذب نماید. دانشگاه های که حتی از استانداردهای اولیه آموزشی برای تربیت دانشجو بی بهره بودند و حتی از مسیر اصلی که برای این دانشگاه ها تدوین شده بود هم خارج شدند.

 

این رقابت سیری ناپذیر در جذب دانشجو توسط وزارت علوم و دانشگاه آزاد بدون داشتن منطق و راهبردی صورت گرفت و بدتر از آن این بود که این جذب دانشجو، بدون فراهم کردن زیر ساخت ها صورت می گرفت که نتیجه اش افت شدید در کیفیت آموزشی و باعث تربیت افراد با مدرک دانشگاهی اما ناکارآمد در بازار کار گردید. به طور مثال دانشجویان در حالی در رشته های مهندسی فارغ التحصیل شده اند که حتی یک بار طعم کار در کارخانه را نچشیده اند.

 

باید اذعان کرد بسیاری از دانشگاه های ما اصلا قابلیت، ظرفیت و توانایی تربیت افراد متخصص را در خیلی از رشته های موجود خود ندارند و فقط به لحاظ اسمی آن رشته در آن دانشگاه تدریس می شود؛ بدون داشتن هر گونه کیفیتی.

*دانشجو

از یک موضوع دیگر نیز نباید به راحتی عبور کنیم و آن خوده دانشجو است. متاسفانه امروزه با دانشجویانی هم روبه رو هستیم که دانش+جو نیستند بلکه به زبان راحت تر مدرک+جو هستند. دانشجویانی که به هر شیوه ای به دنبال دریافت مدرکی با یک عنوان پر زرق و برق هستند. بدون آنکه در مسیر دستیابی به آن پژوهش کرده باشند و بدتر از آن، همین دانشجویان بعد از فارغ التحصیلی زمین و زمان را به ناسزا گرفته که چرا اداره ای برای استخدام آنها وجود ندارد. آیا بهتر نیست کمی بهتر بیاندیشیم؟

 

*فرهنگ

 

متاسفانه فرهنگ بدی نیز در جامعه ما حکفرماست که رفتن به دانشگاه و مثلا مهندس و دکتر شدن به جزو لاینفک زندگی ما تبدیل شده است. رفتن به دانشگاه شاید در نگاه کلی امری مثبت ارزیابی شود، اما آیا به راستی رسیدن به کمال و خوشبختی بعنوان غایت زندگی، برای همگان مسیرش از دانشگاه می گذرد؟

 

 در حالی که مسیر درست باید به کمک خانواده ها و فرزندان متناسب با ظرفیت های موجود و توانایی های شخص تعیین گردد که می تواند مسیری به غیر از دانشگاه برای رسیدن به کمال برای آن فرد باشد.

 

 

امیدواریم با طراحی نظام آموزشی جامع و نقشه راهبردی متناسب با ظرفیت ها و نیروی انسانی و البته ایجاد فرهنگ مناسب تر در حوزه تحصیل، آینده فارغ التحصیلان دانشگاهی سرانجامی پرکار باشد.

 

 

 

ارسال نظر