35841
۰۸/۰۸/۹۶
۲۲:۴۵

درس ۱۳ آبان برای دانش آموزان و دانشجویان همان آتش به اختیار امروز

تسخیر سفارت سابق آمریکا زمینه اتحاد و انسجام همه نیروهای متعهد و حزب‌اللهی را برای مقابله با تهدیدی بزرگ‌تر و مبارزه‌ای وسیع‌تر با همه توان فراهم ساخت و آمریکا را دوباره به عنوان دشمن شماره یک کشور در اذهان مردم انقلابی تا امروز وفرداها زنده کرد و زنده نگه خواهد داشت.

به گزارش روشن خبر، فرهاد پردخته، مدرس دانشگاه در مورد ۱۳ آبان نوشت:

دانشجویان پرشور، سیاسی، تاریخ خوانده، تحلیلگر نوک پیکان حرکت‌های سیاسی آنروز وامروز وفرداها  هستند. این دانشجویان تجربه ۲۸ مرداد را داشتند و ناخودآگاه این اتفاق را با آن کودتا مقایسه می‌کردند، این بار خروج شاه از ایران را با آن بار خروج شاه از ایران مقایسه می‌کردند. و ناخودآگاه این تصور ایجاد می‌شد که مبادا از داخل همین سفارت که زمانی کودتا علیه نهضت ملی و دولت قانونی دکتر مصدق صورت گرفت، این بار هم کودتا علیه انقلاب صورت گیرد.

در زمان کودتای ۲۸ مرداد  ۱۳۳۲دو جاسوس آمریکایی، دالاس و روزولت، از سوی سازمان سیا به ایران آمدند و در سفارت آمریکا مستقر شدند و با چمدان پولی که آورده بودند اوباش و بدکاره‌ها را به خیابان‌ها آوردند و آن کودتا را علیه دکتر مصدق به راه انداختند و شاه فرار کرده را به کشور بازگرداند و ۲۵ سال بعد از آن این شاه بر مقدرات کشور حاکم شد. تمام جنایتها، زندانی ها، شکنجه ها و نهایتا شهادت فرزندان ایران زمین، ایجاد ترس، وحشت و ترور، فساد اخلاقی فردی و اجتماعی، تاراج اموال ملت، ژاندارمی خلیج فارس و تنگه هرمز با خون و پول ملت ایران برای حفظ تحکیم سلطه جهانی آمریکا با اداره جریان نفت خلیج فارس همه اینها در ذهن ملت ایران مانده بود.

دانشجویان فهمیده بودند که این انقلاب نهضت ملی نیست، این ملت سال ۵۷، ملت سال ۳۲ نیستند، آنها بصیرت پیدا کرده بودند که امام (ره) دکتر مصدق نیست، اما نمی‌دانستند که آمریکایی‌ها هم این را می‌فهمند یا نه. و هر لحظه منتظر توطئه‌ای جدید از سوی امریکایی ها و ایادی داخلی و جریان نفوذ آنزمان  بودند. کما اینکه این کار را هم کردند. کودتای نوژه نمونه‌ای از این توطئه‌ها و دیوانگی‌ها بود. بهرحال شاه پایگاه قدرت آمریکا و ژاندارم منطقه شده بود. بعد از اینکه شاه ساقط شد آمریکایی‌ها تلاش زیادی کردند تا ساختار منطقه‌ای را به قبل بازگردانند ولی نتوانستند. جنگ را به ما تحمیل کردند تا انقلاب را نابود کنند. لذا مجبور شدند خودشان نیرو به منطقه بیاورند. اکنون فرماندهی مرکزی آمریکا با یک نیروی عظیم در بحرین، قطر، کویت و عربستان افغانستان و خلیج فارس در واقع در تمامی کشورهای خلیج فارس به غیر از ایران مستقر است تا کمبود نبود شاه را در ساختار قدرت سلطه گری جهانی آمریکا  یک روزی جبران کند.

جاسوسی‌های آمریکا از خاک ایران و بهره برداری از کشور ما برای جاسوسی از دیگر کشورها برای ما محرز شده بود. اسنادی که در لانه جاسوسی آمریکا هم بدست آمد چند دسته بود، یک دسته خباثت و دخالت آنها در داخل کشور را اثبات می‌کرد، یک دسته هم مربوط به وزارت دفاع بود که بیشتر متمرکز بر ارتشی‌ها خصوصا ارتشی‌های زمان شاه بود که شامل تماس با آنها و کارهای تسلیحاتی و … می‌شد.

یک بخش اسناد هم فرهنگی بود که بیشتر دنبال ترویج فرهنگ آمریکایی و غربی بودند. نوعی دین زدایی که باز هم بیانگر خباثت این کشور علیه ملت ایران بود. یک دسته اسناد هم کنسولی بود که بیانگر نوعی شیطنت‌ها بود مثل اینکه افراد را بخرند، صدور ویزا و ….

اما اصل اسناد جاسوسی مربوط به «سیا » بود. که اکثر آنها پودر شد و قسمت دیگر آن به صورت رشته رشته در آمده بود که دانشجویان پیرو امام  بسیاری از آنها را احیا  کردند.

آنروز آن حرکت با بصیرت منجر به تقویت همگرایی و وحدت ملی شد که  از آثار بسیار مهم اشغال لانه جاسوسی بود. مردم با حضور وسیع و دائمی در جلوی سفارت و تظاهرات، آتش به اختیار را درک کرده بودند  از قید و بند همه نارضایتی‌هایی که در اثر حرکت محافظه‌کارانه دولت موقت برای آنها ایجاد شده بود گسسته شدند و سیر معمولی که پس از پیروزی انقلاب به آن بازگشته بودند را متوقف کردند و دوباره حول محور امام(ره) و مقابله با استکبار جهانی، با هم متحد و یکپارچه شدند.

تسخیر سفارت سابق آمریکا زمینه اتحاد و انسجام همه نیروهای متعهد و حزب‌اللهی را برای مقابله با تهدیدی بزرگ‌تر و مبارزه‌ای وسیع‌تر با همه توان فراهم ساخت و آمریکا را دوباره به عنوان دشمن شماره یک کشور در اذهان مردم انقلابی تا امروز وفرداها  زنده کرد و زنده نگه خواهد داشت.

در آن مقطع آن حرکت هدایت شده با بصیرت آمیخت و با تسخیر سفارت آمریکا، این پتانسیل به سمتی جهت پیدا کرد که آمریکا نتواند در سال‌های بعد تا امروز توطئه‌هایش را علیه ما عملی کند. بدون تردید، خنثی کردن و مقابله با بحران‌هایی مثل بحران کردستان و جنگ تحمیلی ، برخورد با منافقین و … که توسط مردم انجام شد، بدون ظرفیت‌سازی در درون جامعه امکان‌پذیر نبود. بخشی از این ظرفیت‌سازی در جریان پیروزی انقلاب به وجود آمد و بخش دیگری نیز در جریان تسخیر لانه جاسوسی ( انقلاب دوم) شکل گرفت. تصرف سفارت آمریکا و ماجرای گروگانگیری، یک کار ۴۴۴ روزه شد که به طور منظم به مردم انقلابی خوراک فکری می‌داد و در آنها ظرفیت سازی می‌کرد تا برای حفظ انقلاب با بحران‌های بزرگ بعدی مقابله کنند». که این مقابله ملت ، دانش آموزان و دانشجویان انقلابی ایران اسلامی  همچنان ادامه دارد.

 

ارسال نظر