37517
۲۵/۰۹/۹۶
۰۶:۲۰

عضو هیات علمی دانشگاه گیلان:

حوزه و دانشگاه به عنوان دو مغز متفکر و قلب تپنده جامعه اسلامی/ دینی که نتواند پیروان خود را عالم بپروراند، سختی بیش نیست

حوزه و دانشگاه به عنوان دو مغز متفکر و قلب تپنده جامعه اسلامی ما، نقش سرنوشت سازی در تعالی و شکوفایی و یا رکود و انحطاط جامعه به عهده دارند.

به گزارش روشن خبر، دکتر حمید پورعیسی، عضو هیات علمی دانشگاه گیلان، به مناسبت ۲۷ آذر سالروز شهادت متفکر بزرگ استاد شهید دکتر مفتح، که به روز وحدت حوزه و دانشگاه، نامگذاری شده است، یادداشتی را نگاشته است که در ذیل می خوانید؛

 

۲۷ آذرماه سالروز شهادت انسانی وارسته از تبار خمینی کبیر و از قبیله عالمان عمل گرا و اندیشمندان ، متفکر و سالار قافله علم و دین ، متخصص و متعبد ، متفکر و متهجد حضرت آیت الله شهید دکتر مفتح است.

شهیدی که روشنایی وجود او در صحنه های علم  و دین ، خفاشان شب پر و گریز از نور را به  وادی هلاکت و نابودی کشانید و از آنجا که این ابر مردان ، طلایه دار کاروان هدایت و رهبری انقلاب اسلامی در کنار بزرگ مرد قرن حضرت امام خمینی (ره) بودند چشمهای تنگ نظر و کور سنگ دلان ناتوان توان دیدن وجود مبارک چنین مردان بزرگی را نداشت کورکوارنه به جنگ خورشید رفتند و خون مبارک این اسوه مقاومت و تقوی صحن دانشکده الهیات تهران را رنگین نمود.

لکن او زنده شد و کوردلان تاریخ صفحاتی از تاریخ را با رنگ سیاه به سرنوشت خود اختصاص دادند .

این روز به پاسداشت شهادت شهید دکتر مفتح روز وحدت حوزه و دانشگاه نامیده شد . حوزه و دانشگاه بعنوان دیدبانان و پیش تازان عرصه علم و توسعه و پیشرفت و رشد این ملت مطرح هستند و شهید مفتح نمادی از این دو نهاد علمی و آموزشی و تربیت یافته مکتب علم ودین است.

لکن رسالت چیست؟

به نظر می رسد حوزه و دانشگاه در جهت تبیین و تشریح انقلاب اسلامی باید حرکت کند چرا که امروز انقلاب اسلامی بعنوان نقطه عطف و سازه  اصلی و بنیادین تمدن اسلامی و بعنوان متمدن ترین  عنصر و ساخت تمدن قرن مطرح هستند و امروز  تلاش  و رویاروئی غرب در ابعاد معرفتی ، اخلاقی ، ارزشی ، حقوقی ، سیاسی، فرهنگی، دینی، اقتصادی با دستاوردها و پیام ها و اهداف انقلاب اسلامی در جهت زمین گیرکردن  گام های  پیشتاز این بنای کهن بشریت است  که در روزگارانی طلایه دار و پرچمدار ایجاد تمدن مادی و معنوی در دنیای بشریت بوده است و با ندای توحید گونه خود توانسته بود بخش عظیمی از ساکنان کره زمین را به فرهنگ بلند توحید و یکپارچگی درمسیر حرکت توحید و خداگونه شدن سوق دهد و رویاروئی بشر را در نزاعهای اعتقادی ، اجتماعی به حداقل برساند.

امروز پرداختن به ادبیات و ماهیت  انقلاب اسلامی درقالب حرکت علمی یا نوآوریهای معرفتی و نظری و تثبیت هویت اصلی خود بعنوان جنبش علمی در دنیا از رسالت های اصلی حوزه و دانشگاه است.

پرداختن به هویت و اتکاء به آورده های خود توجه به عنصر رسالت انسانی ، از  رسالت های  اصلی حوزه و دانشگاه  است. علم چه در حوزه با نگرش دینی یا متعبدانه باشد و چه در دانشگاه با نگرش طرح متخصصانه باشد رسالت تحویل انسانی متعهد و متخصص را عهده دار است.

دانشگاهی باید سعی کند تخصص را با تعهد بیآراید و روحانی و حوزوی هم باید در کنار تعهد و احساس رسالت هدایتی، تخصص را بیاموزد. یعنی وظیفه داریم در این دریای پرتلاطم حیات اجتماعی برای رسیدن به ساحل مقصود و هدف نهایی، مسافرین کشتی خود را هم ملوان تربیت کنیم و هم شناگر.  نه گروهی شناگر بدون داشتن علم ملوانی و گروهی را ملوان اما بدون تخصص شناگری .

علم آمده است تا بشر را روشنایی و نور عطا کند « العلم نورً » انسان درسایه علم به حیات ادامه دهد« العلم حیاهً»  پس عالمان حوزوی و دانشگاهی هادیان جامعه در مرحله علم و عمل هستند منتها با راه بلدی ،  آگاه  و رهبری اندیشمندانه و فرزانه مند.

ما نباید امروز در دانشگاهها علم خود را که عمدتاً از صنعت و حواشی آن به معنای غربی اش گرفته و رویکردی خاص به معاش و تولید و شکم دارد منحصر کنیم و انسانها را سرگرم امور مادی و حیات دنیایی کنیم بلکه باید آن را به جان و روح انسانها سرایت دهیم و انسانها در کنار معاش ، اخلاق، ارزش ها ، باورها ، اعتقادات و عبادت را داشته باشند و حوزه های ما هم  باید از منافع انزوا طلبانه و گوشه نشینی ، خود را به مرحله عمل اجتماعی برسانند دانسته ها را باید به مرحله عمل سوق دهند و در کنار تربیت معرفتی به تربیت عملی ، اخلاقی و میدانی بپردازند.

باید توجه داشت صنعت اخلاق ، ارزشها ، باورها و هویت ها در کنار صنعت و تکنولوژی مادی و طبیعی بموازات هم رشد کنند. باید مهندسی فرهنگی همگام با مهندسی تکنولوژی و صنعت حرکت نمایند.

امروز رسالت روشنفکری و روشنگری بعهده هردو قشر دانشگاهی و ورحانی است انقلاب اسلامی نقطه الحاق و اتصال بین علم عملی و عمل  علمی بوده است. حرکت و هدف انقلاب اسلامی قبل از اینکه یک حرکت سیاسی بالاصاله باشد. حرکت  و هدف والاتر و ارزشمندتر از آن را پی می گرفت و آن آشنایی با خدا است، و خود را به خدا نزدیک تر کردند .

علم برگرفته از جوامع غربی خدا ساخت و تحویل انسان داد و در واقع در یک تعریف وارونه از علم و  انسان و جامعه را به جای حرکت روی دو پا، با سر وادار به راه رفتن کرد و انسان را عکس برگردان صحنه جامعه نمود.

به انسان گفت تو هستی ، وقتی تو هستی همه چیز بوجود تو هستی پیدا می کند ، حتی خدای ادیان.

گرچه  علم چراغ شد برای این دوره از زندگی بشر، اما راهی را برای آنها روشن کرد که بشریت را به ناکجا آمد رسانید یعنی  او را به مرحله خود بیگانگی و خود فراموشی حقیقی رسانید. شاید معرفت ذهنی و عقلی شاید به او را باور کرد . اما معرفت حقیقی او را  در پستوخانه های خود نگاهی و خود برتر بینی بایگانی نمود.

ما معتقدیم: علم و دین که در ادبیات امروز برخی آنها را نماد حوزه و دانشگاه می دانند اگر در کنار هم و برخواسته از هم نباشند در تعارضند و بدرد بشریت نمی خورند . دینی که نتواند پیروان خود را عالم  بپروراند و آنها را تشویق به رشد و پیشرفت نکند سنگ سفت و سختی بیش نیست زیرا جمود و تحجر نماد عقب ماندگی رشد نیافتگی است .

از سوی  دیگر اگر علم نتواند بعنوان چراغ روشنگری انسان را به مرحله دینداری و پای بندی و تأئید و ارشاد بسوی آموزه های وحیانی و توجه به آموزش ها و ره آوردهای انبیاء الهی برساند تفاله و زباله ای بیش نخواهد بود که در مدتی گروهی را به حرّافی بکشاند یا انسان را به سمعک دارانی تبدیل کند که با سمعک علم فقط بتوانند بشنوند و از کاروان کران نباشد.

در عین حال موضوع علم و دین انسان است ، خصوصیت هدایت گری از نظر قلبی ( روحی – معنوی) فکری و عقلانی در آنها است و این دو دوش بدوش هم در رساندن انسان به قله بلند توحید و انسانیت و ساختن یک جامعه خداگونه و صبغه الهی  باید گام بردارند و دانشگاهیان و دانشجویان و طلاب و حوزویان پرچمدار و طلایه دار این حرکت اند امروز دشمن در کمین جدایی ایندو است. هرچه فاصله زیادتر، خسران و زیان افزونتر خواهد بود.

نکته دیگری را که باید به‌ آن توجه کرد، هجوم بی امان غارتگران اعتقادات و ارزشهای دینی به عرصه های باورهای مردم هستند، در عصری که تکنولوژی و صنعت ارتباطات و رسانه ها به پیشرفتهای چشم گیری رسیده است و اطلاعات و پیام ها و مرسولات بطور لحظه ای رد و بدل می شوند ودر این بین باید انسان آگاه و مطلع از زوایای انسانی  و اخلاقی و علمی داشته باشیم تا با چراغ آگاهی و علم ، جامعه ی زنده ای داشته باشیم

لکن عکس قضیه را شاهدیم که انسانها روز به روز به جهت بی توجهی به بعد روحانی و معنوی و انسانی ، تبدیل به مرده ای بیش نمی شوند و همه امکانات و تجهیزات فیزیکی و غیر فیزیکی در اختیار پستیهای انسان قرار می گیرد و این عصر را که گرایش انسان به معنویات باید باشد عصر ایمان  نام گذاری می کنیم و یکی از رسالتهای عمده اقشار دانشگاهی و حوزوی پرداختن به زوایای مختلف این عصر است  که ما در این بخش به تشریح آن می پردازیم .

 

حوزه و دانشگاه به عنوان دو مغز متفکر و قلب تپنده جامعه اسلامی ما، نقش سرنوشت سازی در تعالی و شکوفایی و یا  رکود و انحطاط جامعه به عهده دارند. همکاری ، همدلی و  وحدت این دو قشر فرهیخته دستمایه گرانبهایی است  که زیر بنای  همه تحولات اساسی در حوزه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی که ویژه تحول فرهنگی به عنوان زیر ساخت سایر تحول ها را فراهم می سازد.

به  رغم تاکید و توصیه فراوان امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری (زید عزه ) بر وحدت حوزه و دانشگاه و بهره گیری از دستاوردهای وحیانی در علوم انسانی و عرصه های مختلف دانشگاه و حوزه های علمیه کشور، این مساله هنوز نیازمند بررسی جدی است و محورهای اساسی چالش ها در این خصوص و استفاده از فرصت ها برای ارتقاء و تبیین وحدت این دو نهاد آموزشی و تاثیرگذار در عرصه های مختلف دانشگاه و حوزه های علمیه کشور ، این مساله هنوز نیازمند بررسی جدی است و محورهای  دانشگاه و حوزه های علمیه کشور، این مساله هنوز نیازمند بررسی جدی است و محورهای اساسی چالش ها در این خصوص و استفاده از فرصت ها برای ارتقاء و تبیین وحدت این دو نهاد آموزشی و تاثیرگذار در عرصه های مختلف اجتماعی هنوز مورد کاوش قرار نگرفته است و در این باب بحثهای فراوانی مطرح می شود.

این مطلب ادامه دارد…

ارسال نظر